Menu

نیشمک

نیشتر

کاریکلماتور، هایکو، شعرکوتاه

کاریکلماتور، هایکو، شعرکوتاه

اسماعیل امینی

شعرکوتاه، طرح، هایکو، آنک، ترانک، کاریکلماتور، کلمات قصار و...

باز هم از این نامها و اصطلاحات می‌توان نوشت و بحث کرد که فلان شعر کوتاه از فلان شاعر، کاریکلماتور است و شعر نیست، یا فلان سروده، هایکو نیست و کلمات قصار است. برای سامان بخشیدن به این مباحث بی‌پایان تأمل در چند نکته لازم است:

1- در مباحث مربوط به شعر، نباید انتظار داشته باشیم که مانند تعاریف فیزیکی، مرزبندی‌های دقیق و قاطع ترسیم شود. مانند آن نویسنده‌ی خوش‌خیالی که معیار قطعی برای تشخیص شعر از غیر شعر تعریف کرده است و آن چیزی نیست جز وزن و قافیه و تساوی مصراع! در شعر، با طیفی از مفاهیم و گونه‌ها مواجه می‌شویم، مانند مرز میان رنگ‌ها که با کم رنگ شدن یکی، به تدریج به رنگی دیگر می‌رسیم. چندان که مثلاً در میان دور رنگ زرد و قرمز، طیفی از زردها، نارنجی‌ها و قرمزها هستند.

2- تعریف در مباحث شعری تا آنجا که جنبه‌ی توصیفی و شناخت تجربی داشته باشد کارآمد است و اگر با نگاه تجویزی و قطعی باشد فایده‌ی چندانی نخواهد داشت.

3- برای شناخت گونه‌های مختلف نوشته‌های کوتاه شاعرانه، می‌توان به عناصر سازنده‌ی آنها نگاه کرد. مانند: تخیل/تصویر، عاطفه، اندیشه، زبان، موسیقی، ابهام هنری و نظایر اینها.

4- بر این اساس مثلاً می‌توانیم بگوییم که در کاریکلماتور، زبان بر سایر عناصر غالب است. موسیقی و عاطفه نقش چندانی ندارد ولی تخیل و اندیشه کمابیش در آن دیده می‌شود.

5- درباره‌ی هایکو حرف چندانی نمی‌توان گفت، زیرا بخش اعظم هویت هنری هایکو وابسته به موسیقی و بیان در زبان ژاپنی است که در ترجمه از بین می‌رود. اما اگر فقط براساس ترجمه‌ها سخن بگوییم، هایکو را باید شعر مبتنی بر تخیل/تصویر و عاطفه بنامیم.

6- در کلمات قصار، اندیشه بر همه چیز مقدم است و پس از آن زبان اهمیت دارد، اما موسیقی و عاطفه و تخیل در کلمات قصار کمرنگ است.

پس از این تأملات باز هم باید به نکته‌ی آغاز بازگردیم که این معیارها مانند مرزبندی‌های فیزکی نیستند که قطعی و خدشه‌ناپذیر باشند(البته اصلاً اگر چنین قطعیتی در شناخت جهان میسر باشد!) یعنی می‌توانیم برای هریک از این معیارهای شناخت گونه‌های شعری موارد نقض مثال بزنیم اما باید این سخن را پیش چشم بیاوریم که شناخت توصیفی مبتنی بر وجه غالب است. مانند آنکه وقتی از جنگل حرف می‌زنیم همگان آن را به رنگ سبز می‌شناسند، با آن که جنگل، دنیای رنگ‌های گوناگون است اما وجه غالب و دورنمای جنگل، سبز است.

بنابراین به نظر می‌رسد که هنگام داوری درباره‌ی آثار دیگران، بهتر است به جای نام گذاری‌های قطعی با تأمل در عناصر سازنده‌ی اثر، بگوییم که این نوشته مثلاً به کاریکلماتور نزدیک شده است، یا آن جمله‌ی قصار، رنگ و بوی شعر دارد.


  • کاریکلماتور، هایکو، شعرکوتاه


Article Rating

ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.