Menu

نیش خند

نیش خند دونی

(آرشیو نویسنده سیده تکتم حسینی)


در هر نهاد شهر قوم و خویش دارد ده خانه ی ناچیز در تجریش دارد با زهد و تقوا ارتباطش، ای بدک نیست! یک خانه هم در انزوای کیش دارد هر جا که برجی می شود آماده ی ساخت او نیز ده واحد خرید از پیش دارد نزدیک منبر می نشیند در مساجد مغزی پر از افکا...
طنز در موقعیت عربی

طنز در موقعیت عربی/ امید مهدی نژاد


راویان گفته‌اند ـ با تخمین ـ شصت هفتاد سال پیش از این لب یک دشت خشک لم‌یزرع خالی از آب و عاری از مرتع در بیابان غیرحاصل‌خیز زیر پای همین خلیج عزیز یک نفر آدم خفیف و ضعیف لاغر و بویناک و عور و کثیف کج و کول و فجیع و رقت‌بار...

امروز بیا چکامه ات را بنویس با دست خودت ادامه ات را بنویس حالا بلدم چطور بازی بکنم ای عشق! تو فیلم نامه ات را بنویس

کم زندگی مرا نمایش بدهید تابوت، برای من سفارش بدهید باید بروم گور خودم را بکنم لطفاً دو سه سطر مرگ را کش بدهید

خسته شدم از دست جلیلی که منم از شاعر هیچ زن ذلیلی که منم با جادوی عشق، کاش گنجشک شوم بیزارم از این کُروکودیلی که منم

عمری است که مشت بر درم می کوبند پا بر سر و روی باورم می کوبند مشتی کلمه مدام از شب تا صبح انگار که میخ در سرم می کوبند

عمری است که مشت بر درم می کوبند پا بر سر و روی باورم می کوبند مشتی کلمه مدام از شب تا صبح انگار که میخ در سرم می کوبند

دل -بی تو- درون سینه ام می گندد غم از همه سو راهِ مرا می بندد امسال بهار بی تو یعنی پاییز تقویم به گور پدرش می خندد

خوش خط و تمیز و شیک، عاشق شده است افتاده به جیک جیک، عاشق شده است یک قلب کشیده است و تیری در آن خودکار سیاه بیک، عاشق شده است

کم نامه ی خاموش برایم بفرست از حرف پُرم، گوش برایم بفرست دارم خفه می شوم در این تنهایی لطفاً کمی آغوش برایم بفرست
صفحه 10 از 14ابتدا   قبلی   5  6  7  8  9  [10]  11  12  13  14  بعدی   انتها   

اینجا کجاس؟!

از من بپرس !!!

بگرد!