Menu

نیش خند

نیش خند دونی

(آرشیو نویسنده سیده تکتم حسینی)

بیات شیراز...

بیات شیراز.../ اکبر اکسیر


درخیابان عفیف آباد ناشری بوق می زند و حافظ "بلند می شود " از مرمر مزار سعدی هنوز در موعظه است: یکی از بزرگان ، بادی مخالف... من می خندم و در آپادانا سر ستون عظیمی بر سر کوروش آوار می شود !
اپیدمی ...

اپیدمی .../ اکبر اکسیر


گلها آپارتمان،را سبز می کنند آپارتمان،گل ها را زرد گل های چینی اما زرد نمی شوند عجب !! راست رزهای محترم ! من سرخک گرفته ام شما چطور ؟!
"بع بع"

"بع بع"/ اکبر اکسیر


  کشتارگاه،فرهنگسرا شد گوسفندان،شاعر و سلاخ های بازنشسته،منتقد ... این روزها حالم زیاد خوب نیست نمی خواهم برای مجلات تهران شعر بفرستم همه جا بوی گوسفند می دهد حتی اتاق کارم راستی، "شهرستانی که مشاهیر ندارد قبرستان است" این را پشت کامی...
کورتاژ ...

کورتاژ .../ اکبر اکسیر


تو به زبان دری می نویسی من به زبان مادری " لات های جهان اما ، به زبان لاتین " با این حساب چرا ما جهانی نمی شویم نمی دانم ؟ یا بلیط هواپیما گران است یا کارت اینترنت و شاید هم عیب از بچه های ماست که شش ماهه سقط می کنند  
پداگوژی...

پداگوژی.../ اکبر اکسیر


بهزیستی نوشته بود شیر مادر ، مهر مادر جانشین ندارد شیر مادر نخورده مهر مادرپرداخت شد پدر یک گاو خرید و من بزرگ شدم اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت جز معلم ریاضی که همیشه میگفت : گوساله بتمرگ !!
در ترمینال آزادی...

در ترمینال آزادی.../ اکبر اکسیر


از اتوبوس که پیاده شدیم ماشینی آنقدر بوق زد که خواهرم عروس شد پدر مکانیکم زیر ماشین رفت برادرم که از پارک در آمده بود _ پدرم را در آورد مادرم یکریز می پرسید آیا کلاق های تهران هم فارسی گار گار می کنند ؟! کنار دکه ، همشهری حرف های شیرین...
میدان فردوسی

میدان فردوسی/ اکبر اکسیر


به عمران صلاحی _رخش، گاری کشی می کند _ رستم ، کنار پیاده رو سیگار می فروشد _ سهراب ، ته جوب به خود می پیچد _ گرد آفرید ، از خانه بیرون زده _ مردان خیابانی ، برای تهمینه بوق می زنند _ ابوالقاسم ، برای شبکه ی سه سریال جنگی می سازد وای......
میمون ها

میمون ها/ اکبر اکسیر


بعد از نیوتون سیب های زیادی به زمین افتاد که هیچ کدام جاذبه نداشت استادان زیادی در کرج باغ سیب خریدند اما افتادن سیب را نگرفتند! خدا رحمت کند پدر میمونی که ، داروین را کشف کرد راستی اگر نیوتون نبود سیب وانت این همه گران نبود بود ؟
آقای پارکر

آقای پارکر / اکبر اکسیر


با عرض معذرت من یک شاعر شهرستانی ام کمی تا قسمتی خجالتی از همه بدتر لهجه هم دارم برای چاپ یک شعر هر ماه تلفنمان قطع می شود در کنج خانه می مانم هی شعر می تنم از در و دیوار مجلات بالا می روم پشتک و وارو می زنم خودم از خودم عکس می گیرم ...
بازیافتی

بازیافتی/ اکبر اکسیر


پدر وقتی مرد مادر تمام کاغذپاره ها کتاب و مجلات و روزنامه ها را توی گونی کرد و داد سپور محله روزنامه های آن روز نوشتند: من پسرهمان سپوری هستم که این کاغذپاره ها به دستش افتاد حالا من مانده ام و این معما: پدرم شاعر بود یا سپور؟  
صفحه 3 از 14ابتدا   قبلی   1  2  [3]  4  5  6  7  8  9  10  بعدی   انتها   

اینجا کجاس؟!

از من بپرس !!!

بگرد!