Menu

مثنوی

نیش خند دونی


مثنوی


اول اشعار با نام خدا با سلامی خدمت اهل صفا «سرّ من از ناله ی من دور نیست» گرچه اصلاً سور و ساتم جور نیست «سینه خواهم شرحه شرحه از فراق» تا بگویم فرق خر را با الاغ! «هر کسی از ظن خود شد یار من» کرد کاه ...

رفتیم به پیشواز حاجی رمضان دیدیم چقدر حاجی پیر و جوان با هر چمدان هزار و صد کیلو جنس با هر حاجی دوازده تا چمدان رفتند و هتل های گران قحطی شد هر چیز که بود پیش از آن قحطی شد وقتی که تمام حاجیان برگشتند در مکه پس از آن چمدان قحطی شد از ...
صفحه 3 از 3ابتدا   قبلی   1  2  [3]  بعدی   انتها   

اینجا کجاس؟!

از من بپرس !!!

بگرد!