Menu

شعر اجتماعی

نیش خند دونی


شعر اجتماعی


چنین گفت فردوسیِ پاک زاد -که رحمت بر آن پاک تندیس باد- بسی رنج بردم در این سالِ سی ز دودِ تریلی، دَمِ تاکسی ندیدم من از دهر، غیر از ستم نخوردم در این شهر، جز دود و دم به «میدان فردوسی» و «لاله زار» دگر «شاهن...
دیوانه‌های سنگ‌پران نیز، با سنگ‌ها به چاه می‌افتند

وقتی كه زاهدان خداجو، دنبال مال و جاه می‌افتند مردم به خنده‌های نهانی، رندان به قاه‌قاه می‌افتند یك عده اهل مال و منالند، یك عده اهل حیله و حالند در انتخاب اصلح مردم، بعضاً به اشتباه می‌افتند وقت حساب، دانه‌درشتا...

در تعریف محبت و عشق بی پدر مادر از نوع ارضی و مجازی از لسان آن طفل مضلّ قرتی باز هم این مثنوی تأخیر شد شاعرش از غصه و غم پیر شد ای حسام الدین کچل فرزند من تو بپا شاعر نشی مانند من در هنر یا شعر اصلاً مایه نیست غیر سجع و صنعت و آرایه نیست ...

اندر حکایت خوابگاه و امر به معروف مر جمیع خلاف سنگینان را که در وی بودند. اول اشعار با نام خدا با سلامی خدمت اهل صفا باز هم این مثنوی تأخیر شد شاعرش از غصه و غم پیر شد نه تعصب دارم و یک دنده ام از گل روی شما شرمنده ام خوب...کجا بودیم؟ ها...

خرخوانی مر دروس را بهر کنکور و قبولی در دانشگاه و الخ اول اشعار با نام خدا با سلامی خدمت اهل صفا «نسل بعد از نسل بعد از من!»* سلام نسل شوت و نخبه و لمپن! سلام بشنو از من چون حکایت می کنم درد دانشجو روایت می کنم در هوایی سرد ش...

پیش از این بحث دماغ این همه مرسوم نبود بینی هیچ کس اندازه ی خرطوم نبود هیچ کس با تو و با بینی تو کار نداشت هیچ چشمی به سر بینی تو زوم نبود بس که مردم دلشان بود بزرگ از این روی وسط چهره، دماغ آن همه معلوم نبود بود معلوم ولی منظره ی خوبی دا...
زشت است این که گیر سر از چین بیاوریم

نه تنها پیرهن از چین بیاریم که اقلامی خفن از چین بیاریم(مهدی استاد احمد) زشت است این که گیر سر از چین بیاوریم کبریت های بی خطر از چین بیاوریم آورده ایم هر چه شما فکر می کنید چیزی نمانده شعر تر از چین بیاوریم هر چند توی کشور ایران زیاد هست م...
گیرم دماغ گنده ی خود را عمل کنی

تا بچه ای، معلم و مامان و دیگران در گفتن «اتل متل» ات گیر می دهند وقتی بزرگ می شوی و پیر می شوی مردم به کله ی کچلت گیر می دهند گاهی اگر به انجمن شاعران روی آنجا به معنی غزلت گیر می دهند در شعر اگر که خواجه ی شیراز هم شوی حتما...
ما میوه های مصری و چینی نخواستیم

آداب پایتخت نشینی نخواستیم یک چسب گنده بر نوک بینی نخواستیم ما را شمیم سنجد و توت وطن خوش است ما میوه های مصری و چینی نخواستیم تولید را، پدر، سر جدّت! غلاف کن بابایمان درآمده، نی نی نخواستیم خواننده های روی زمین خوش صداترند خواننده های ز...
خیال کرده شفیعی کدکنی شده است

چه روزگار عجیب و غریب و باحالی است هر آن چه را که نظر می کنم، غنی شده است ببین که کشک به یُمن همین غنی سازی نرفته داخل یخچال، بستنی شده است قضای حاجت اگر می روید، می بینید که آفتابه پر از آب معدنی شده است عروس، خانه ی شوهر نرفته زاییده اس...
صفحه 6 از 8ابتدا   قبلی   1  2  3  4  5  [6]  7  8  بعدی   انتها   

اینجا کجاس؟!

از من بپرس !!!

بگرد!