Menu

جمله های معترضه

نیش خند دونی


جمله های معترضه


اول اشعار با نام خدا با سلامی خدمت اهل صفا «سرّ من از ناله ی من دور نیست» گرچه اصلاً سور و ساتم جور نیست «سینه خواهم شرحه شرحه از فراق» تا بگویم فرق خر را با الاغ! «هر کسی از ظن خود شد یار من» کرد کاه ...

خلقت من از ازل یک وصله ی ناجور بود/ من که خود راضی به این خلقت نبودم، زور بود (میرزاده عشقی) وصلت ما از ازل یک وصلت ناجور بود من که خود راضی به این وصلت نبودم، زور بود درس و دانشگاه بالکل بی بخارم کرده بود بس که بودم سر به زیر و در غذا کافور بو...

«کودکان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم/ من تفرّج گاه ارواح پریشان خاطرم» (فاضل نظری) کودکان بی مایه ام خوانند و پیران تاجرم کار و بار ثابتی بنده ندارم لاجرم؛ شعر می سازم به این و آن سواری می دهم من نفهمیدم خرم، اسبم، الاغم، قاطرم؟ ...

از جفای روزگاران داد می باید کشید نعره می باید زد و فریاد می باید کشید پیشترها ناز می کردند دخترها ولی این اواخر منّت داماد می باید کشید کرده شیرین شوهر و فرهاد فکر خودکشی است تیشه را از دست این فرهاد می باید کشید بر عراق و ملک افغان، بذل...
 خدمت خلق کی کنم، با تو به سر نمی شود

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود/ داغ تو دارد دلم جای دگر نمی شود(مولانا) با همگان به سر شود، با تو به سر نمی شود باعث درد سر شود، با تو به سر نمی شود با تو اگر به سر شدی، کی شکم این قدر شدی کی همه خلق، خر شدی، با تو به سر نمی شود آفت ...
حبّذا دانه درشتان همه ول می گردند

«شعله انفس و آتش زنه ی آفاق است غم قرار دل سودا زده ی عشاق است»فاضل نظری گاز شش شعله و آتش زنه ی چخماق است این پدر سوخته خوب است و دماغش چاق است بینی اش چاه قنات است و ته اش پیدا نیست بس که انگشت اشاراتش در اعماق است گر چه در ...
 معذرت خواهی ز حافظ می کنیم

شاعریم و از پی الهام ها می رویم و گوشه ای کز می کنیم ما برای گفتن یک شعر طنز هی عبور از خط قرمز می کنیم مثل آن خواننده ی غیرمجاز کی تقاضای مجوّز می کنیم لاجرم چون اکثر ایرانیان همدگر را خوب سنتز می کنیم ابتدا داروی مسهل می خوریم بعد ...

اینجا کجاس؟!

از من بپرس !!!

بگرد!