Menu

يك بغل كاكتوس

نیش خند دونی


يك بغل كاكتوس


دید مردی کنار یک جاده یک زبان دراز،افتاده   آن زبان را که دید، حیرت کرد چه زبانی! زبانزدِ زن و مرد   نسبتاً یک زبان سرخ و رَسا سه وجب طول و یک وجب پهنا   چاپ گردیده بر اِتیکِتِ او «وزن خالص:دوازده کیلو»   م...
اسب از نسكافه نوشي اسب شد

اسب ها در ابتدا خر بوده اند بلكه از خر نيز خرتر بوده اند   اسبها خرهاي پررو بوده اند اهل غوغا و هياهو بوده اند   اسبها كه قوم و خويش قاطرند اهل تبليغات و عكس و پوسترند   آدمي وقتي كه پررو ميشود گاه اسب و گاه يابو ميشود  ...

پسرم جمع کن که طبق روال  چشم بر هم زدیم و شد سر سال   آمد از نو ، عزا گرفتن ها هی به دنبال خانه رفتن ها   از فلان دره تا بلندیها جست و جو در «نیازمندی ها»   شرح دادن ، مدام و راه به راه هی به این شخص و هی به ...

روزگاری...(بگو هفشده سال پیش از اینها، که رفته ام از یاد)   یک هنرمند فاقد مسکن رفت روزی وزارت ارشاد   چون دم در رسید، با خود گفت: «می روم تو، هر آنچه بادا باد»   نوک بینیّ خود گرفت و برفت راست پیش وزیر و پس اِستا...

اگر اوضاع جهان منحطّ است، همه از مشکل رسم الخطّ است!   اگر اوضاع تو هردمبیل است، رحم و انصاف اگر تعطیل است،   علت کاهش برخورداری رشد نقدینگی و بی کاری،   درب گنجه که فراز آمده است دمب گربه که دراز آمده است،   هرچه هست ...

بنی آدم اعضای یکدیگرند که برخی از آن‌ ها به باقی سرند   کمی از پزشکان از آن دسته اند که بر کسب قدرت کمر بسته اند   چو عضوی به درد آورد روزگار در آرند از روزگارش دمار   پس از حال و احوال با دردمند رقم های بالا طلب می کنند...

شبي رنجيده خاطر شد ز من يار نثارم كرد نامربوط بسيار   كه: «من شايسته ي شاهنشهانم نه مثل تو گداي كوچه بازار   كسي مثل سزار امپراطور و يا سلطان ايراني خشايار   مرا بهرام و كيكاووس لايق جم و خاقان و اسكندر سزاوار   ...

نخودي گفت، لوبيايي را  كه «بيا با هم اتحاد كنيم   همره لپه و عدس گرديم دم به دم نرخ را زياد كنيم   به ورود حبوب بيگانه معترض گشته، انتقاد كنيم   نخود اجنبي ندارد سود بر وجود خود اعتماد كنيم»   لوبيا گف...

در زد کسی، انگار که مهمان داریم در سفره گرسنگی فراوان داریم   امروز پدر ابرِ زیادی آورد مانند همیشه شام باران داریم

از کجا آورده ای این نصفه ی سیگار را؟ از کجا آورده ای این وصله ی شلوار را؟ نیم تخت تازه ای کفش تو پیدا کرده است از چه راهی کرده ای نو، باز، پای افزار را؟ تو که عمری بوده ای بی سایبان و سرپناه از کجا آورده ای این سایه ی دیوار را؟ بچه ات کرد...
صفحه 1 از 2ابتدا   قبلی   [1]  2  بعدی   انتها   

اینجا کجاس؟!

از من بپرس !!!

بگرد!