Menu

چارپاره

نیش خند دونی


چارپاره


 يك دانه چوب كبريت شمع تولدم بود مهمان من در اين جشن تنها دل خودم بود شايد به كارهايم یا شعر من بخندي كيك تولدم بود يك تكه نان قندي يك مورچه مرا ديد يك ذره كيك هم خورد يك ريزه كند و آن را با خود به لانه اش برد در راه هر كه را ديد دع...

می خوام یه داداش بخرم امّا پولم اندازه نیست خیلی گرونه قیمتش هزار و پونصد و دویست   اگه با قلّکم برم مغازه ی فرشته ها شاید بتونم بگیرم یه دونه نی نی از اونا   مغازه ی فرشته ها بچّه داره یه عالمه چه خوبه ده تا بخرم یه دونه داداش...

اینجا کجاس؟!

از من بپرس !!!

بگرد!