Menu

شعر خردسال

نیش خند دونی


شعر خردسال


اين همه نقل و قند و شيريني مي بري سوي لانه با شادي شکلات و کلوچه و کشمش لانه ات شد شبيه قنادي جاي نقل و نبات مي خوردي سبزي و کاهو و کلم اي کاش! اين رژيم غذا مناسب نيست مورچه فکر قند خونت باش!  

 يك دانه چوب كبريت شمع تولدم بود مهمان من در اين جشن تنها دل خودم بود شايد به كارهايم یا شعر من بخندي كيك تولدم بود يك تكه نان قندي يك مورچه مرا ديد يك ذره كيك هم خورد يك ريزه كند و آن را با خود به لانه اش برد در راه هر كه را ديد دع...

می خوام یه داداش بخرم امّا پولم اندازه نیست خیلی گرونه قیمتش هزار و پونصد و دویست   اگه با قلّکم برم مغازه ی فرشته ها شاید بتونم بگیرم یه دونه نی نی از اونا   مغازه ی فرشته ها بچّه داره یه عالمه چه خوبه ده تا بخرم یه دونه داداش...

اینجا کجاس؟!

از من بپرس !!!

بگرد!