Menu

ناصر کشاورز

نیش خند دونی


ناصر کشاورز


 يك دانه چوب كبريت شمع تولدم بود مهمان من در اين جشن تنها دل خودم بود شايد به كارهايم یا شعر من بخندي كيك تولدم بود يك تكه نان قندي يك مورچه مرا ديد يك ذره كيك هم خورد يك ريزه كند و آن را با خود به لانه اش برد در راه هر كه را ديد دع...

اینجا کجاس؟!

از من بپرس !!!

بگرد!