Menu

غزل روایت

نیش خند دونی


غزل روایت


روزگاری...(بگو هفشده سال پیش از اینها، که رفته ام از یاد)   یک هنرمند فاقد مسکن رفت روزی وزارت ارشاد   چون دم در رسید، با خود گفت: «می روم تو، هر آنچه بادا باد»   نوک بینیّ خود گرفت و برفت راست پیش وزیر و پس اِستا...

اینجا کجاس؟!

از من بپرس !!!

بگرد!