Menu

محمدمهدی خانمحمدی

نیش خند دونی


محمدمهدی خانمحمدی

ای شاعر دیروزی چون شمع نمی سوزی

یک روز بهاری بود بیرون زدم از خانه رفتم به نمایشگاه با مترو پایانه دنبال کتاب شعر این ناشر و ان ناشر تااین که رسیدم به «یاران چه غریبانه» در ان طرف غرفه در قهقهه و مستی یک دختر پانکی بود با زلف چلیپانه در این طرف غرفه چون کشتی...

اینجا کجاس؟!

از من بپرس !!!

بگرد!