Menu

نیش خند

نیش خند دونی

مدرنیته

مدرنیته/ اکبر اکسیر


چاه عمیق که زدیم دعای باران یادمان رفت فیش آب یاری که آمد خیار شکوفه زده بود خدا روشکر حالا همه چیز داریم: وام کشاورزی قسط پمپ کود شیمیایی سم علف کش وکِرمِ ِ مهربان ساقه خوار!
نسل مجازی

نسل مجازی/ اکبر اکسیر


به دکتر علی اکبر جلالی پدرم کشاورز بود زمین را کند،تخم ما را کاشت تا در قرعه کشی بانک کشاورزی شرکت کنیم پدرم به پلی تکنیک رفت ابزار راشناخت داس و چکش ساخت من در یک کافی نت از پشت رایانه به دنیا آمدم شدم عامل پخش ویروس می گویند پسرم به عصر ...
فراشعر

فراشعر/ اکبر اکسیر


دارم جدیدترین شعرم را می نویسم نمی دانم چگونه تمام می شود منتظر اتفاقی هستم (زبانم لال) شاید به شعر برسم پدر می گفت: رسیدن شرط نیست مهم ، شروع کردن است *** دارید عصبانی می شوید غر بزنید، فحش بدهید اما خواهش میکنم این شعر را نیمه کاره رها ن...
تناسخ

تناسخ/ اکبر اکسیر


آدم بازنشسته ، نویسنده می شود نویسنده ی بازنشسته ،منتقد منتقد بازنشسته ، فیلسوف فیلسوف بازنشسته ،دیوانه دیوانه ی باز نشسته ، شاعر (نه نه ببخشید، شاعر، شاعر به دنیا می آید ) دیوانه ی باز نشسته ، آدم می شود
پازل

پازل/ اکبر اکسیر


مادر از عروسی که برگشت گیس مصنوعی دندان مصنوعی لنز چشم مژه و ناخن مصنوعی را برداشت خط چشم خط ابرو خط لب را پاک کرد مادر بزرگ شد پدر به طعنه گفت لعنت بر این صنایع مونتاژ!
سرای دار

سرای دار/ اکبر اکسیر


در اختلاف طبقات من برعکس حلاجم او در طبقه ی سی ام برج من زیر طبقه ی هم کف او، فشار ، چربی و قند دارد من هیچ چیز ندارم با این حساب ، نمی دانم هر بار زنگ در را که می زنند چرا من سکته می کنم ؟
یک خبر پزشکی

یک خبر پزشکی/ اکبر اکسیر


پدر مخالف رژیم بود نه از فشار می ترسید نه از چربی " هر روز چاق تر از دیروز" یک روز برق آزمایشگاه رفت پدر نعره ای کشید گاو مش حسن زایید شیر خشک ، ملی شد از آن روز به بعد پدر ، رژیم را رعایت کرد رژیم ، پدر را... به گزارش پزشکی قانونی بر اثر...
عناصر اربعه

عناصر اربعه/ اکبر اکسیر


به دوستان شاعرم: منصور بنی مجیدی - آرش نصرت الهی - داوود ملک زاده - افشین خدا مرد منصور هر وقت می آمد هوالحق ! می زند تا قیمت طناب گران نشود او به شبلی می گوید بوسهل به حلاج می گوید حسنک " بارانکی می آید خرد خرد" منصور شعر تازه ای می خ...
احتمالات

احتمالات / اکبر اکسیر


این پارک ، پاکینگ می شود این درخت تیر برق این زمین چمن ، آسفالت و من که امروز به اصطلاح شاعرم روزی یک تکه سنگ می شوم با لوح یادبودی در سینه درست ، وسط همین میدان!
همایش 3در4

همایش 3در4/ اکبر اکسیر


شاعری ناشر شد انالحق زد حلاج را بالا کشید جُنید نعره برآورد : قرمزته!! شبلی فر ریخت جمله ی مریدان عارف شدند الا رودکی که مبصر ماند و بخارا به کوشش علی ده باشی منتشر شد در پایان مراسم بهزیستی سیستان یعقوب لیث را پدر شعر فارسی معرفی کرد
صفحه 2 از 15ابتدا   قبلی   1  [2]  3  4  5  6  7  8  9  10  بعدی   انتها   

اینجا کجاس؟!

از من بپرس !!!

بگرد!