Menu

نیش خند

نیش خند دونی


حاجیان آمدند از عرفات چمدان ها همه پُر از سوغات سعی در مروه و صفا کرده از ته دل خدا خدا کرده کله ها صاف و صوف و نورانی داغ صد مُهر، روی پیشانی همگی کرده با خدا بیعت که: «اضافه نمی کنم قیمت» وزرا هم به گاهِ این پیمان همه ب...

طرح عقیم سازی گربه های تهران:             بلا دور از جنابت خواجــــه پیشی!                شنیدم بعــــد از این بابا ن...

هرکه دُلارام دید از دلش آرام رفت رفت به باد فنا هرکه پی وام رفت نفت نیامد که هیچ ... هی مده گیر سه پیچ از سر این سفره ها رایحه شام رفت ما که ندیدیم لیک گفت به ما جام جم: محتکر بی شعور تا دم اعدام رفت عقل فیوزش پرید، عشق دو تا سکته زد دید...

من يک زن شاعر از همين ايرانم مي‌شويم و مي‌پزم، غزل مي‌خوانم اکنون که همين دو بيت را مي‌گويم مشغول به طبخ کشک بادمجانم نعناع و پياز داغم آماده شده دوغي که کنار شعر من باده شده حالا همه چيزمان مهيا جهتِ يک وعده غذاي ظاهرا س...

روزگاری...(بگو هفشده سال پیش از اینها، که رفته ام از یاد) یک هنرمندِ فاقد مسکن رفت روزی وزارت ارشاد چون دم در رسید، با خود گفت: «می روم تو، هر آنچه بادا باد» نوک بینی خود گرفت و رفت راست پیش وزیر و پس اِستاد گفت: «در...

چنین گفت فردوسیِ پاک زاد -که رحمت بر آن پاک تندیس باد- بسی رنج بردم در این سالِ سی ز دودِ تریلی، دَمِ تاکسی ندیدم من از دهر، غیر از ستم نخوردم در این شهر، جز دود و دم به «میدان فردوسی» و «لاله زار» دگر «شاهن...

... نه پرسش و نه شاید و امایی بود خورشید برایشان معمایی بود معنای طلوع را نمی فهمیدند و "شام" چه اسم با مسمایی بود
با آمدنت کمی به روزم کردی

با آمدنت کمی به روزم کردی تابیدی و ماه شب فروزم کردی هم سوخت دلم ز رفتنت، هم پدرم با رفتن خود، دوگانه سوزم کردی
شکر ایزد! فناوری داریم

شکر ایزد! فناوری داریم/ سعید بیابانکی


شکر ایزد! فناوری داریم صنعت ذرّه پروری داریم از کرامات تیم ملّی مان افتخارات کشوری داریم با نود حال می کنیم فقط بس که ایراد داوری داریم وزنه برداری است ورزش ما چون فقط نان بربری داریم می توانیم صادرات کنیم بس که جُک های آذری داریم ...
صفحه 7 از 15ابتدا   قبلی   2  3  4  5  6  [7]  8  9  10  11  بعدی   انتها   

اینجا کجاس؟!

از من بپرس !!!

بگرد!