Menu

نیش خوان

نیش خوان

(آرشیو نویسنده سعید طلایی)


با تو گویم ماجرای گوسفند                     ماجرای گوسفندی ارجمندهر چه گویم من از او کم گفته ام             پشم هایش از سفیدی مثل قندکل دندان ها ردیف و رو به راه                 دمبه اش پرپشت و ابرویش کمندشاه داف گوسفندان دهات                   ...

فیس بوک آن روزها مسدود بودپست و اینترنت به کل نابود بوددر حقیقت عینهو عصر حجرارتباطات از طریق دود بودقبض تلفن چون گیاهی بارورریشه اش انگار توی کود بودهر کجا اینترنتی می یافتیمسرعت لاکپشت هم موجود بودلب مطلب این که در این مملکتارتباطات آن زمان محدود ب...

هر که وامش بیش قسطش بیشتر هر که قسطش بیشتر درویش تر وام شیرین است اول ای پسر در پسش دارد هزاران دردسر می شود هم سفره ات لولوی قسط تا به گردن می روی در توی قسط قسط نیمی از وجودت می شود رشته رشته تار و پودت می شود البته وام ای ب...

در جواب یک نفر که اخیرا از من خواسته بود جهان بینیم رو بنویسم این قطعه شعر رو سرودمجهان یک ذره شیرینی نداردبه غیر از بنجل چینی نداردسراپا شعر طنز است و فکاههدو مصرع شعر آیینی نداردجهان چندیست دیگر بارور نیستاز این رو طفلکی نینی نداردحواست جمع باشد در...

از پانزدهم مهر هر روز ساعت 15 تا 15:15و اینک بعد از یک سال اجرای هفتگی آیتم "فی البداهه" در برنامه اینجا شب نیست رادیوجوان، با توجه به استقبال گرم مخاطبان و درخواست مدیران رادیو، از مهر هر روز من و امیر سادات موسوی در یک برنامه مستقل به اسم "فی البدا...

نامه یعنی آنچه آدم می نویسد بهر یاریگر که داری خوش به حالت گر نداری خب نداریدر میان نامه آدم چیزهایی می نویسدچیزهای بی سر و ته غالبا هم استعاریشخص عاشق در میان نامه بر حیثیت خودحمله گاهی می کند آن هم به شکل انتحاریاز خودش می کاهد و بر یار می افزاید ا...

زندگی زیباست آن را زشت و نازیبا مکنفی المثل با باجناقت بی خودی دعوا مکنداد هر کس برگه ای را تا که امضایش کنیتا نخواندی خوب آن را کاملا، امضا مکنهر چه کار امروز داری مانده از دیروز توستپس محول کار فردا را به پس فردا مکنگر میسر شد کنی روزی فرار مغزهاقص...

به بهانه عدم کسب رای اعتماد توسط نجفی و میلی منفرد خطاب به برخی از نمایندگان مردمای وکیل مردمی این راه نیستاز قضا آن دیگری هم چاه نیستگیرهایت را همین الان بده چون که فردا وقت استیضاح نیستهر چه می خواهد دل تنگت بگواز شنیدن بنده را اکراه نیستدست ما کوت...

از عشق می نویسم ،این راز جاودانیبا عاشقان بدین شکل من می کنم تبانیگویند عشق پاک است مانند آب اماتویش مخلفاتی ست عینا شبیه رانیعاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآیدکار تو هم سرآید چون داخل جهانی!گویند عشق داروست یا بلکه نوش دارومفتی نمی دهندش آن هم در این...

چیست دانشجو بجز راز بقای تخم مرغ؟در دلش هرگز نگیرد عشق جای تخم مرغحضرت والا جناب شاه سلطان تخم مرغشاه شاهان است و دانشجو گدای تخم مرغاین غذا هر وعده با یک چهره ظاهر می شوداز خورشت زرده تا لازانیای تخم مرغگاه املت می شود گه نیمرو گه آب پزجام صد رنگ اس...
صفحه 1 از 3ابتدا   قبلی   [1]  2  3  بعدی   انتها