Menu

نیش خوان

نیش خوان

(آرشیو نویسنده سعید سلیمان پور ارومی)


شکوه نام بلند تو جاودان بادا فروغ مهر تو روشنگر جهان بادا ز خاک پاک و گهرخیزت ای بهشت زمینزمین دلکش تو رشک آسمان بادا فرازمندیِ بخت هماره روشن توچو ماهِ بر شده، همدوش روشنان بادا ز زیب و فرّ تو تا بوده داستان بودهز ارج و جاه تو تا هست داستان بادا ...

هی بگیریم در اینجا و در آنجا سلفی!داستانی شده در مملکت ما سلفی! لحظۀ زلزله و موقع آتش‌سوزیاوّلین کار تو در قلب بلایا سلفی! گر چه نشناسد بقّال سر کوچه مراکرده السّاعه مرا شهرۀ دنیا سلفی ختنه‌سورانِ علی‌جان پسر همسایه!با چه این خاطره را ثبت کنم؟با س...

آمدی ای عقل از دلدار می‌ترسانی‌ام! خود به صد افسون، ز افسون‌کار می‌ترسانی‌ام   می‌خوری پالوده با اغیارِ بی‌اصل و نسب در عوض هر روز و شب از یار می‌ترسانی‌ام!   آمدی ای بخت‌خواب‌آلوده با خمیازه‌ای از خروش دولت بیدار می‌ترسانی‌ام!   با تو دیگر ...

دوستی دوش مرا با غم و دردخبر از سیل و خرابی آورد که:« شده سیلِ بلا ماتم‌خیزماتم آورده در ایران عزیز با خودش چند نفر را برده‌بس خرابی که به بار آورده‌ آب این ره ز طبیعت تن زدآمد آتش به دل میهن زد در دل از سیل بسی غم دارمبر رُخم سیلِ دمادم دارم آس...

الگوی تلاش و کارکردن این است                                   مسئولِ خَدوم و فخر میهن این است ده‌سال ز جای خود نخورده‌ست تکان                                 روکم‌کنی از «چالش مانکن» این است! نشانی کانال تلگرامی ام:https://telegram.me/bolfozoo...

خوشا مهار تورّم! خوشا تلاشِ حبیبم!که کرده رفعِ تورّم، ولی ز معده و جیبم! نه بهر معده نَوالی، نه توی جیب ریالیمبارک است! چه حالی شد این میانه نصیبم! گریخت توسنم آری،عجب رَمی، چه فراری!نمانده غیرِ مهاری به کف ز اسب نجیبم! بنا به نطق فلانی : شکسته پش...

«بهار آمد به صحرا و در و دشت»بهاری دلپذیر و خوشگل و مَشت! یهو دیدم صبا شنگول و سرمستبه بزمِ نوبهار از ره رسیده‌ست صبا را گفتم:« ای بادِ دل آراالا ای قاصدِ عشّاقِ شیدا کنون هرچند دورانِ ایمیل استمرا تنها به پیغام ِتو میل است هزاران سال بودی قاصدِ ...

کانال طنزهای  "بوالفضول الشعرا" در تلگرام افتتاح شد! دوستان علاقه مند برای ورود و انتخاب این کانال بر روی لینک ذیل کلیک کنند:https://telegram.me/Bolfozool  

بکِش از چانه‌ی آن کودک نالان، بخیه -گر بیابی- بزن آنگاه به وجدان، بخیه   جان چه و کشک چه؟اوّل بطلب پولت را هان مبادا بزنی از سرِ احسان، بخیه   بخیه زن با نخِ زر زخمِ تنِ اعیان را وا کن از  چانه‌ی  آسیب‌پذیران، بخیه   اصل، پول است؛ مبادا بَدل...

(به مناسبت26 مهر روز تربیت‌بدنی و ورزش)نپنداری که من تنها بدن را تربیت کردمبه ورزش روی کردم؛ جان و تن را تربیت کردمنه تنها جان و تن را بلکه با یک ـ دو ـ سۀ ورزشمربی گشته، عقلِ مُمتَحن را تربیت کردمبر و بازو و گردن را که کلاً پرورش دادمبه دنبالش زبان ...
صفحه 1 از 4ابتدا   قبلی   [1]  2  3  4  بعدی   انتها