Menu

نیش خوان

نیش خوان


هر که وامش بیش قسطش بیشتر هر که قسطش بیشتر درویش تر وام شیرین است اول ای پسر در پسش دارد هزاران دردسر می شود هم سفره ات لولوی قسط تا به گردن می روی در توی قسط قسط نیمی از وجودت می شود رشته رشته تار و پودت می شود البته وام ای ب...

1. علیرضا قزوه را کسی نیست که نشناسد. شاعری که دستش همیشه به خیر است و زبانش هماره گویا به شعر. اصولاً چه درباره شعر قزوه و چه درباره شخصیتش، هرچه بگوییم کم گفته‌ایم. درباره شعرش مختصر می‌توان گفت در غزل و مثنوی و دوبیتی و رباعی و ترکیب‌بند و ترانه و...

در جواب یک نفر که اخیرا از من خواسته بود جهان بینیم رو بنویسم این قطعه شعر رو سرودمجهان یک ذره شیرینی نداردبه غیر از بنجل چینی نداردسراپا شعر طنز است و فکاههدو مصرع شعر آیینی نداردجهان چندیست دیگر بارور نیستاز این رو طفلکی نینی نداردحواست جمع باشد در...

ویراست دوم/ 18 مرداد 1. آقا ابوالفضل زرویی نصرآباد، آن‌قدر سالار است و آن‌قدر مرد است و آن‌قدر بزرگوار است، که بود و نبود سبیل، در [یا بر] صورتش، از این‌جهت لااقل، چندان توفیری در احوال جهان ندارد. 2. البته که در مملکت و جهان، مسائلِ از سبیل ...

از پانزدهم مهر هر روز ساعت 15 تا 15:15و اینک بعد از یک سال اجرای هفتگی آیتم "فی البداهه" در برنامه اینجا شب نیست رادیوجوان، با توجه به استقبال گرم مخاطبان و درخواست مدیران رادیو، از مهر هر روز من و امیر سادات موسوی در یک برنامه مستقل به اسم "فی البدا...

ماه مبارک نزدیک است. در نتیجه همراه با صدا و سیمای معنویت‌پرور، ضمن تقدیم یک فیلمنامه معناگرا، شما را با غوطه خوردن در معنویت دعوت می کنیم.             شخصيت‌ها: يونس/ مرد/ عابر پياده/ راننده تاکسي/ دختر خياباني/ پير معنوي/...

نامه یعنی آنچه آدم می نویسد بهر یاریگر که داری خوش به حالت گر نداری خب نداریدر میان نامه آدم چیزهایی می نویسدچیزهای بی سر و ته غالبا هم استعاریشخص عاشق در میان نامه بر حیثیت خودحمله گاهی می کند آن هم به شکل انتحاریاز خودش می کاهد و بر یار می افزاید ا...

زندگي‌نامه منوچهر احترامي اميد مهدي‌نژاد   منوچهر احترامي در تيرماه سال 1320 در يكي از محلات شرق تهران به دنيا آمد. پدرش كارمند بود و مادرش از خانداني روحاني، و همشيرۀ آيت‌الله علامه ميرزاابوالحسن شعراني، عالم روحانيِ شهير. منوچهر اولين فرزند خانو...

زندگی زیباست آن را زشت و نازیبا مکنفی المثل با باجناقت بی خودی دعوا مکنداد هر کس برگه ای را تا که امضایش کنیتا نخواندی خوب آن را کاملا، امضا مکنهر چه کار امروز داری مانده از دیروز توستپس محول کار فردا را به پس فردا مکنگر میسر شد کنی روزی فرار مغزهاقص...

بهانه، انجام گفت‌وگويي بود براي ويژه‌نامۀ‌ شعر طنز «ماهنامۀ شعر». غروب يک روز جمعه با عباس حسين‌نژاد و کلي جيگر [کبد گوسفند، که کباب‌شده‌اش مصرف غذايي دارد/ توضيح ضروري از خودم] که از جگرکي پايين ميدان ولي‌عصر گرفته بوديم، رفتيم خانۀ جناب زرويي و تا ...
صفحه 2 از 15ابتدا   قبلی   1  [2]  3  4  5  6  7  8  9  10  بعدی   انتها